جستجوی شما نتیجه‌ای نداشت.

در یک جنگل تاریک تاریک

قیمت:
89,000 تومان
مشخصات کتاب در یک جنگل تاریک تاریک
کشور مبدا
تعداد صفحات
358 صفحه
شابک
9786007141854
سال خلق اثر
2015
سال انتشار
1399
قطع
رقعی
جلد
نرم
نوبت چاپ
10
این کتاب در یک نگاه

رمان هیجان‌انگیز، معمایی و جذابِ «در یک جنگل تاریک تاریک» (In a Dark, Dark Wood) نوشته‌ی روث ور، نویسنده‌ی خلاق بریتانیایی است که در سال 2015 منتشر شد و در مدت زمان کوتاهی در لیست پرفروش‌ترین‌های نیویورک‌تایمز، یواس‌ای تودِی و لس‌آنجلس‌تایمز قرار گرفت. این کتاب همچنین بهترین کتاب سال NPR، ‌کتاب سال Shelf Awareness و کتاب منتخب تابستان An Entertainment Weekly شناخته شد. کتاب «در یک جنگل تاریک تاریک» را انتشارات نون با ترجمه‌ی شادی حامدی آزاد در سال 1400 منتشر کرده است.


بیشتر بخوانید
درباره‌ی کتاب «در یک جنگل تاریک تاریک» بیشتر بخوانید:

رمان هیجان‌انگیز، معمایی و جذابِ «در یک جنگل تاریک تاریک» (In a Dark, Dark Wood) نوشته‌ی روث ور، نویسنده‌ی خلاق بریتانیایی است که در سال 2015 منتشر شد و در مدت زمان کوتاهی در لیست پرفروش‌ترین‌های نیویورک‌تایمز، یواس‌ای تودِی و لس‌آنجلس‌تایمز قرار گرفت. این کتاب همچنین بهترین کتاب سال NPR، ‌کتاب سال Shelf Awareness و کتاب منتخب تابستان An Entertainment Weekly شناخته شد. کتاب «در یک جنگل تاریک تاریک» را انتشارات نون با ترجمه‌ی شادی حامدی آزاد در سال 1400 منتشر کرده است.
در این رمان که در ژانر جنایی جا می‌گیرد، شخصیت اصلی داستان به نام لئونورا به همراه عده‌ای به ییلاقی در انگلیس دعوت می‌شود. در خلال دیداری که بین دوستان جدید و قدیمی صورت می‌گیرد، رازهایی افشا می‌شود که سرآغاز ماجرایی دلهره‌آور و پرکشش است. روث با روایت جزییات ملموس و توصیف‌های توانمندش، مخاطب را به ‌همراه دیگر شخصیت‌های داستان به دل جنگل تاریک تاریک می‌برد.
نظر خوانندگان در سراسر دنیا، درباره‌ کتاب «در یک جنگل تاریک تاریک» چیست؟
RT Book Reviews کتابِ «در یک جنگل تاریک تاریک» را «جذاب، پرتعلیق و اسرارآمیز» خطاب کرد و نشریه‌ی Entertainment Weekly نوشت: «اتمسفر مه‌آلود این کتاب، نفستان را بند خواهد آورد.» 
ایمی می‌گوید عاشق این کتاب شده است و در سایت «آمازون» نوشته است: «من تازه کتاب «زنی در کابین 10» را تمام کرده بودم و آن‌قدر آن را دوست داشتم که می‌خواستم کتاب بیشتری از این نویسنده بخوانم. رمان سرگرم‌کننده‌ای است، شخصیت‌ها توسعه‌یافته، چندلایه و جالب هستند. روث ور کتاب‌هایی می‌نویسد که از نظر روان‌شناختی هیجان‌انگیز هستند، کمی ترسناک و با شخصیت‌های شگفت‌انگیز. من عاشق داستان‌های تخیلی هستم که شبیه پیاز هستند، دارای لایه‌های زیاد. عاشق نحوه‌ی نوشتن روث ور هستم و کاملاً درگیر داستان‌های او می‌شوم. کتاب‌های او حتی یک ثانیه کسل‌کننده نیستند تا وقتی که به آخرین صفحه برسید.»
یکی از خوانندگان کتاب نیز در سایت «گودریدز» نظرش را چنین عنوان کرده است: «خواندن این کتاب بسیار آسان و سریع است که به صورت اول شخص نوشته شده است. به دو فصل مختلف تقسیم می‌شود و در آن می‌بینیم که قهرمان داستان چگونه می‌خواهد معمایی که در آن قرار گرفته است را کشف کند.»
یکی از کاربران سایت «کتابراه»، خواندن این کتاب را توصیه کرده و افزوده است: «اگر به دنبال یک کتاب با ژانر معما و کارآگاهی هستید، این کتاب را هرگز از دست ندهید. نویسنده با قلمی فوق‌العاده ماهرانه موفق شده تا آخر داستان ناشناس بودن مجرم را حفظ کند، از کلیشه بپرهیزد، توصیفات عالی به کار ببرد و هر بخش از داستان را به‌نحوی بچیند که هر لحظه قابلیت تبدیل شدن به یک اتفاق وحشتناک را داشته باشد. از خواندنش واقعا لذت بردم.»
جملاتی از کتاب که شاید انگیزه خواندن باشند
نثر معماگونه و رازآلود کتاب را می‌توان در تمام نثر آن مشاهده کرد. برای نمونه بخشی از کتاب را با هم می‌خوانیم: «می‌خواهم بخوابم، ولی توی چشم‌هایم نور می‌اندازند. من را آزمایش و اسکن کردند و جواب‌ها را پرینت گرفتند، لباس‌های خون‌آلودم را درآوردند. چه اتفاقی افتاده؟ چه‌کار کرده‌ام؟
من را سوار ویلچر، در راهروهای دراز پیش می‌برند، نورها را برای شب کم‌فروغ کرده‌اند، از کنار بیماران خواب می‌گذریم. بعضی از آن‌ها، همین‌طور که من رد می‌شوم، بیدار می‌شوند و من حالت خودم را در چهره‌های شوکه‌ی آن‌ها می‌بینم، آن طوری که رویشان را برمی‌گردانند، انگار از چیزی رقت‌انگیز یا ترسناک. دکترها از من سوالاتی می‌پرسند که نمی‌توانم جواب بدهم، چیزهایی می‌گویند که یادم نمی‌آید. آخر سر، وصلم می‌کنند به یک مانیتور و رهایم می‌کنند، تخدیر شده و خواب‌آلود تنها.  اما نه‌چندان تنها.
با درد به پهلو می‌چرخم و آن موقع است که می‌بینمش: افسر پلیس زنی صبورانه روی صندلی نشسته است. از من مراقبت می‌شود، ولی نمی‌دانم چرا. آن‌جا دراز کشیده‌ام. از پشت شیشه‌ی دریچه‌ی تورسیمی‌دار به پشت سر افسر پلیس نگاه می‌کنم. خیلی دلم می‌خواهد بروم بیرون و چیزهایی بپرسم، اما جرئت ندارم. تا حدی به این خاطر که مطمئن نیستم پاهای پشمالویم بتوانند من را تا دم در بکشانند؛ اما تا حدی هم به این خاطر که مطمئن نیستم بتوانم جواب سؤال‌ها را تحمل‌کنم.
دراز کشیده‌ام، به مدتی که طولانی به نظر می‌رسد و به همهمه‌ی دستگاه‌ها و سرنگ مورفین گوش می‌دهم. دردسرم و پاهایم کم‌رنگ و دور می‌شود؛ و بعد، سرانجام، می‌خوابم. خواب خون می‌بینم که روی من پخش‌شده و مرا آغشته و در خود غرق می‌کند. توی خون زانو زده‌ام. سعی می‌کنم بندش بیاورم، اما نمی‌توانم. پیژامه‌ام آغشته به خون است. خون روی کف چوبی کم‌رنگ پخش می‌شود...»
درباره نویسنده
روث ور در سال ۱۹۷۷ در بریتانیا به دنیا آمد. او مدرک خود را از دانشگاه منچستر در رشته‌ی ادبیات انگلیسی دریافت کرد و سپس به پاریس نقل مکان کرد. وِر در حال حاضر در برایتون زندگی می‌کند. اولین آثار روث ور برای کودکان تالیف شد، اما بعدها شروع به نوشتن رمان‌های روان‌شناختی و دلهره‌آور کرد. از میان کتاب‌های او می‌توان «مرگ خانم وستاوی»، «دروغ بازی» و «چرخش کلید» را نام برد.

 

دیدگاه‌های کاربران درباره‌ی کتاب «در یک جنگل تاریک تاریک»
0 دیدگاه
0
(0 رای)
امتیاز شما به این کتاب:
دیدگاه خود را بنویسید:
ثبت دیدگاه
کتاب‌های پیشنهادی
خریداران این کتاب، کتاب‌های زیر را هم خریده‌اند
عضویت در خبرنامه‌ی بوک‌لند
برای اطلاع از تخفیف‌ها، فروش‌های ویژه و پیشنهادها، در خبرنامه‌ی ما عضو شوید.