جستجوی شما نتیجه‌ای نداشت.

هر دو در نهایت می میرند

قیمت:
135,000 تومان
مشخصات کتاب هر دو در نهایت می میرند
کشور مبدا
تعداد صفحات
336 صفحه
شابک
9786008740254
سال خلق اثر
1401
سال انتشار
1401
قطع
رقعی
جلد
نرم
نوبت چاپ
19
این کتاب در یک نگاه

تصور کنید در جهانی زندگی می‌کنیم که در آخرین روز زندگی‌مان، خبر مرگ‌مان را می‌دهند! آن هم با یک تماس تلفنی ساده! بعد ما می‌مانیم و یک دنیا حسرت کارهای نکرده و راه‌های نرفته. این ایده‌ی اصلی کتاب «هر دو در نهایت می‌میرند» است؛ کتابی که جوایز ادبی مختلفی مثل فلیکر و لینکلن را برده و در لیست پرفروش‌ترین آثار نیویورک تایمز قرار گرفته است.


بیشتر بخوانید
درباره‌ی کتاب «هر دو در نهایت می میرند» بیشتر بخوانید:
تصور کنید در جهانی زندگی می‌کنیم که در آخرین روز زندگی‌مان، خبر مرگ‌مان را می‌دهند! آن هم با یک تماس تلفنی ساده! بعد ما می‌مانیم و یک دنیا حسرت کارهای نکرده و راه‌های نرفته. این ایده‌ی اصلی کتاب «هر دو در نهایت می‌میرند» است؛ کتابی که جوایز ادبی مختلفی مثل فلیکر و لینکلن را برده و در لیست پرفروش‌ترین آثار نیویورک تایمز قرار گرفته است. رمان فوق داستان دو شخصیت به نام‌های متیو و روفوس را روایت می‌کند؛ پسرهای نوجوانی که در چشم بهم‌زدنی، زندگی‌ پیش‌روی‌شان نابود می‌شود و باید خود را برای مرگ آماده کنند. اما آن‌ها با وجود این اتفاق تلخ و دردناک، تسلیم نمی‌شوند و تصمیم می‌گیرند تا از آخرین روز زندگی‌شان بهترین استفاده را بکنند. عشق، دوستی و محبتی که میان متیو و روفوس جاری می‌شود، احساسات هر خواننده‌ای را به وجد می‌آورد. با خواندن رمان «هر دو در نهایت می‌میرند»، همزمان اشک می‌ریزید و می‌خندید؛ در عین حال به معنای زندگی‌تان هم فکر می‌کنید!


نظر خوانندگان در سراسر دنیا درباره کتاب «هر دو در نهایت می‌میرند» چیست؟


سارا کامجو، مخاطب کتاب از ایران، نظر خود را این‌گونه بیان کرده است: «داستان در مورد آینده‌ای است که آدم‌ها در آخرین روز زندگی‌شان یک تماس از قاصد مرگ دریافت می‌کنند تا بدانند که آن روز قرار است بمیرند. گرچه رمان شخصیت‌های مختلفی دارد و به همه‌شان هم کمابیش پرداخته می‌شود، اما داستان بیش‌تر از نگاه دو پسر نوجوان به نام‌های متیو و روفوس است. ایده‌ی کلی کتاب خیلی جالب است. هرچند به نظرم واقعا جا داشت که نویسنده در بعضی‌ قسمت‌ها عمیق‌تر شود. اما جذابیت اصلی داستان، دوستی‌ها و ارتباطات است. به نظرم آن‌قدر به دوستی‌ها خوب پرداخته شده است که به همه چیز یک درجه رنگ و عمق بیش‌تری می‌داد. همین هم باعث می‌شد که حرف‌هایی که شخصیت‌ها در مورد زندگی می‌زدند و ممکن بود شعاری یا کلیشه‌ای به نظر بیایند، برای من این‌جوری نباشد و خیلی هم تأثیرگذار باشند. شخصیت‌های متیو، روفوس و لیدیا را خیلی دوست داشتم. ارتباط و جنس دوستی متیو و لیدیا واقعا برای من دل‌چسب بود؛ به خصوص آن تعارضی که ایمی در مورد روفوس داشت، این‌که کسی را واقعا دوست داشته باشی ولی نخواهی با او در رابطه قرار بگیری. این مورد به نظرم بسیار خوب از آب درآمده بود. در مجموع با وجود همه‌ی نکات مثبت و منفی‌اش، خیلی خوشحال هستم که این کتاب را خواندم و باید بگویم که آن را دوست داشتم. ترجمه‌ی کتاب هم با وجود حذف قسمت‌های کوچکی، به نظرم بسیار خوب بود.»


«من عاشق این کتاب هستم! از همان زمان که آدام سیلورا، مشغول نوشتن این رمان بود، برای خواندنش لحظه‌شماری می‌کردم. سبک قلم آدام سیلورا بسیار فوق‌العاده است. شخصیت‌های نوجوان کتابش دقیقا مانند نوجوان‌ها رفتار می‌کنند و فرهنگ نیویورکی دارند. نکته‌ی دیگر، تعادل میان بخش‌های کمدی و همین‌طور احساسی رمان است. طنز تلخش هم بسیار خوب می‌درخشد. من نمی‌دانستم که می‌شود با خواندن داستان آخرین روز زندگی دو نوجوان تا این حد خندید! باید بدانید که علاوه بر متیو و روفوس، شخصیت‌های فرعی زیاد دیگری هم در رمان وجود دارد که داستان و شخصیت همگی‌شان خیلی خوب پرداخته شده است. در انتها در می‌یابیم که ماجرای زندگی این آدم‌ها چقدر به‌هم پیوسته بود. ماجرای قاصد مرگ هم بسیار جالب بود؛ ما در طول رمان، با جهان متفاوتی مواجه می‌شویم که همه چیز آن در مورد قاصد مرگ است. این‌که شما تاریخ مرگ‌تان را بدانید، می‌تواند خیلی چیز‌ها را تغییر دهد و این مساله در کتاب هم رخ داده بود. این رمان کاری کرد تا من درباره‌ی زندگی خودم و مرگ هم فکر کنم؛ مساله‌ای که در مورد آن استرس و دلهره‌ زیادی داشتم. اما مطالعه‌ی این کتاب به من کمک زیادی کرد و آثار مثبتی هم برایم داشت.» این نظر اما جیوردانو، یکی از خوانندگان کتاب از ایالات متحده آمریکا، بود.


شی، یکی از مخاطبان کتاب از فرانسه، در وب‌سایت گودریدز چنین نظری درباره‌ی کتاب «هر دو در نهایت می‌میرند» داده است: «امکان ندارد آثار سیلورا را بخوانید و احاساساتی نشوید! کتاب‌هایش، بعد از اتمام، تا روزها، ماه‌ها و حتی سال‌ها در فکر و قلب‌تان باقی می‌ما‌ند. این‌گونه کتاب‌ها کاری می‌کنند تا دل‌تان برای کسی تنگ شود که هرگز ملاقات نکرده‌اید، در دنیایی غرق شوید که در آن زندگی نکرده‌اید و پیش از خواب به «چه می‌شود اگر»های زیادی فکر کنید. نمی‌توانم تمام احساساتم را حین خواندن کتاب توصیف کنم اما همین را بدانید به‌شدت من را تحت تاثیر قرار داد. به نظر من پیام اصلی کتاب این بود: «زندگی کردن نادرترین اتفاق جهان هستی است.» بنابراین زندگی ما مانند پر، ظریف و شکننده است و باید قدر آن را به‌خوبی بدانیم. به‌هرحال به رمان امتیاز کامل را می‌دهم و خواندن آن را به شما هم توصیه می‌کنم.»


جملاتی از کتاب که شاید انگیزه خواندن باشند


به این قسمت از کتاب توجه کنید که درباره‌ی فرصت محدود آدم‌ها برای زندگی کردن است: «آدم‌ها فکر می‌کنند برای کارهایی که دوست دارند، همیشه وقت دارند و لذت داشته‌های‌شان را نمی‌برند، حتی حرف‌های‌شان را هم به یکدیگر نمی‌گویند و صبر می‌کنند. اما من فهمیدم که ما آدم‌ها واقعا وقتی برای منتظر شدن و تلف کردن نداریم. اگر دنبال چیزهایی که دوست داریم نرویم، چیزی جز حسرت برای‌مان نمی‌ماند.» در ادامه، یکی از شخصیت‌های کتاب، از حسرتش برای ‌ما می‌گوید: «سال‌ها از خطرات دوری کردم تا زندگی طولانی‌تری داشته باشم، حالا ببین کارم به کجا کشیده شده است. روی خط پایان ایستاده‌ام در حالی که هیچ‌وقت در مسابقه شرکت نکردم.»


همچنین در طول کتاب، جملات زیبایی در باب معنای زندگی و مرگ نوشته شده است. چند نقل‌قول از کتاب را با یکدیگر می‌خوانیم: «زندگی کردن نادرترین اتفاق جهان هستی است. بیش‌تر مردم فقط وجود دارند، همین»، «عشق قدرت ابر قهرمانی ما آدم‌هاست»، «این مرگ نیست که انسان باید از آن بترسد، ترس واقعی از هرگز زندگی نکردن است»، «شاید یک روز زندگی کردن بهتر از یک عمر زنده ماندنِ اشتباه باشد» و «هیچ‌کس برای همیشه به زندگی ادامه نمی‌دهد، اما میراثی که از خود به جا می‌گذاریم ما را برای دیگران زنده نگه می‌دارد.»


این بخش از کتاب را بخوانید که درباره‌ی لیدیا است که چگونه می‌فهمد بهترین دوستش، متیو، به‌زودی از دنیا می‌رود: «قاصد مرگ به لیدیا زنگ نزد، چون او قرار نیست امروز بمیرد. اما اگر قرار بود بمیرد، مطمئنا به عزیزانش می‌گفت، برعکس بهترین دوستش که حقیقت را پنهان کرده و نگفته بود که قرار است بمیرد. لیدیا خودش مسئله را فهمیده بود. تک‌تک نشانه‌ها را دیده و همه را کنارهم چیده بود؛ متیو صبح خیلی‌زود آمده بود، حرف‌های مهربانانه و ناگهانی‌اش درباره این‌که لیدیا چقدر مادر خوبی است، پاکت نامه‌ی روی کابینت آشپزخانه که چهارصد دلار پول داخلش بود و مسدود شدن شماره‌اش که در واقع، خودش یاد متیو داده بود.»


درباره نویسنده


آدام سیلورا، نویسنده‌ی جوان اهل ایالات متحده آمریکا، زاده‌ی سال 1990 میلادی در شهر نیویورک است. او در دوران نوجوانی  برای آثار موردعلاقه‌اش فن‌فیکشن می‌نوشت و برای مدتی هم در کتاب‌فروشی مشغول به کار شد. پس از آن در نشریه‌ی «شلف اورنس» به نقد و بررسی کتاب‌های مختلف پرداخت. این مساله موجب شد تا سیلورا با جهان ادبیات آشنا شود و تسلط لازم را بر نوشتن پیدا کند. او اولین کتاب خود را با نام «خوشحال‌تر از خوشحال‌نبودن» نوشت که یک رمان معاصر محسوب می‌شود. این کتاب در وب‌سایز گودریدز، نامزد بهترین داستان نوجوانان در سال 2015 شد. از میان سایر او آثار می‌توان به «تنها خاطراتت برای من باقی‌ مانده است»، «هر دو در نهایت می‌میرند»، «اگر ما بودیم چه؟» و «به افتخار ما» اشاره کرد.



برای مشاهده محصولات مرتبط دیگر  می‌توانید از دسته بندی خرید رمان نیز بازدید فرمایید.



دیدگاه‌های کاربران
دیدگاه خود را بنویسید:
امتیاز شما به این محصول
ثبت دیدگاه
کتاب‌های پیشنهادی
عضویت در خبرنامه‌ی بوک‌لند
برای اطلاع از تخفیف‌ها، فروش‌های ویژه و پیشنهادها، در خبرنامه‌ی ما عضو شوید.