شمس تبریزی (645-582) عارف اهل تبریز است. از شرح حال و چند و چون زندگی او اطلاع دقیقی نیست و آنچه در باب زندگی وی نقل میشود برگرفته از آثاری است که از او به جای مانده و آنچه دیگران دربارهی وی گفته و نوشتهاند. چنانکه خودش اشاره دارد از پدر و مادری مهربان و رئوف برخوردار بوده است. شمس تبریزی از درس و بحث استادان بارز زمان خود همچون شمس خونجی، پیر سلهباف و شیخ رکنالدین محمد سُجاسی بهرهمند بوده و بسیار از آنها آموخته و از بزرگان دیگری هم در دوران زندگی خود تأثیر گرفته بوده است. او در زندگی خویش آرام و قرار نداشته و مدام در سفر بوده است و در یکی از همین سفرهاست که با مولانا جلالالدین روبهرو میشود و در اثر آن دیدار، مولانا دچار دگرگونی روحی میشود. مولانا پس از دیدار با شمس بود که از وادی درس و وعظ خارج شد و به شاعری و سماع روی آورد و چنان تغییری در او پدید آمد که برای مردمان آن روزگار عجیب و باورنکردنی بود. مردمان شهر نیز که این تغییرات روحی را ناشی از وجود شمس میدانستند او را بسیار آزار دادند. «مقالات شمس» تبریزی مجموعهای سخنان گردآوری شده اوست.